sdfg

Asdf’s nefarious alter-ego. Reportedly seen hanging out in bars at late hours of the night. May be armed.

Additionally, an alternative to asdf and aoeu (if dvorak keyboard layout be used instead of qwerty) when typing. Often used as a substitute for an actual name or title, either to avoid giving out information or because coming up with a more descriptive name would be too time-consuming. 

“please enter your name:” “sdfg”
 unsigned int sdfg = 5;


کلاس نیم ساعت اضافه بر وقت قانونی همچنان ادامه داشت. استاد عین فرفره پیش می‌رفت، ما هم ساکت جزوه بر می‌داشتیم مثل خر ِ خسته و فقط گچ رو تخته عر می‌زد.

ناگهان دانیال با یک «پ»ی مضموم سکوت رو شکست: پاره شدیم استاد، بسه.

مکاشفه در مفهوم اطلاعات- قسمت دوم- راه‌کارهایی برای ذخیره‌ی اطلاعات

بنابر اصل یک، در هر جهان یکپارچه، وجود دو ذره برای ذخیره‌ی هر مقدار اطلاعات کافیست.

در جهان ما چنین جفت ذره‌ای موجود نیست؛ از آنجا که جهان ما یک جهان یکپارچه نیست. بر اساس یافته‌های قرن گذشته، در این جهان تا جای خاصی می توان کوچک شد و کوچکتر بودن از آن مقدار مشخص معنی ندارد. بنابر نظریه‌ی کوانتوم، هر کمیت دارای یک مقدار پایه یا «کوانتوم» است که هیچ مقدار کوچکتر از آن وجود ندارد. کوانتوم می‌گوید که فاصله‌ی هر دو نقطه ضریبی از کوانتوم طول است. به این ترتیب امکان قرار دادن دو ذره در هر فاصله‌ی دلخواه، مثلا کسری از کوانتوم وجود ندارد. این واقعیت شگفت‌انگیزی در مورد دنیای ماست؛ تصور کنید وقتی که راه می‌روید، تمام اجزای وجودتان بین پله‌هایی می‌جهند.

به هر صورت حامل دو ذره‌ای ما آنطور که انتظار می‌رفت در این جهان کار نمی‌کند. کاری که از دستمان بر می‌آید استفاده از پتانسیل انتهای بزرگتر دنیاست. باید فاصله‌ی دو ذره را افزایش بدهیم و پشت خط ممیز پیشروی کنیم.
دو ملکول باکی‌بال را در نظر بگیرید. فاصله‌ی هر جفت اتم کربن از 60 اتم کربن موجود در هر باکی‌بال 0.71 نانو‌متر است. فکر کنید دو تا از این توپ‌ها را در دو سمت دنیا بکاریم. چیزی حدود 90 میلیارد سال نوری یا هشت در ده به توان 26 متر. دستگاه ما به این شکل و با لحاظ اندازه‌ی باکی‌بال می‌تواند یک عدد 36 رقمی را با خود حمل کند که معادل هشت بایت اطلاعات دیجیتال است.

خطای اندازه‌گیری هر کمیتی در ابعاد بسیار کوچک یا بزرگ، استخراج اطلاعات را از حامل مقایسه‌ای دو ذره‌ای عملاً غیر ممکن می‌کند و کاربردش را در حیطه‌ی نظری باقی می‌گذارد.

عملی‌تر کردن حامل‌ها با یافتن روشی ساده و مطمئن برای استخراج اطلاعات میسر می‌شود. هر جزء اطلاعات باید به راحتی و مستقل از اجزای دیگر خوانده شود. با نگاهی هوشمندانه به دنیای پیرامون می‌توان کوچکترین و قابل اعتمادترین جزء اطلاعات قابل دسترس را یافت؛ «وجود». در دنیای هم مقیاس ما هر جسم، هر ذره و پیکر، یا وجود دارد یا ندارد، و استخراج این جزء اطلاعاتی –یعنی اطلاع از وجود- ساده‌ترین نوع اندازه‌گیریست. اطلاعات از نوع «موجودیت» بسیار قابل اعتمادند و از این‌رو با روندی رو به رشد به کار گرفته شده‌اند؛ در ساختمان اطلاعات دیجیتال. این اجزاء که بیت می‌توان نامیدشان را در حفره‌های کاغذ تا پیوندهای نیمه‌رسانا می‌توان ذخیره کرد.

اطلاعات دیجیتال معمولاً دنباله‌های صفر و یک که در خطوط ممتد مرتب شده‌اند را به یاد می‌آورد. این دنباله‌های خطی را می‌توان به چند بعد بسط داد. بعد اول مانند دنباله‌های مورس است. بعد دوم صفحه‌هایی مثل صفحه‌ی شطرنج، یا دیسک‌های لیزری، و بعد سوم مثل شبکه‌های کریستالی یا ستون‌های آجری. مدل سه‌بعدی به‌زودی دید خوبی برایمان فراهم خواهد کرد.

قسمت اول

مکاشفه در مفهوم اطلاعات- قسمت اول

مفهوم اطلاعات معمولاً به مفاهیم «معنی» و «دانش» گره خورده. چیزی که بیشتر در این نوشتار مورد توجه قرار خواهد گرفت مفهوم آماری اطلاعات خواهد بود.
اطلاعات از لحاظ آماری به مجموعه‌ای اتلاق می‌شود که قابل ذخیره سازی و برداشت باشد. و این مجموعه‌ بسته‌ای است که از ترکیب اعضای یک مجموعه‌ی مرجع ساخته شده، و مجموعه‌ی مرجع آن است که تمام اعضایش را می شناسیم. مثلاً مجموعه‌ی شماره تلفنهای ساکنین یک شهر همه از مجموعه‌ی مرجع اعداد صفر تا نه ساخته شده‌اند.
اطلاعات را می توان ذخیره کرد. یعنی به صورت فیزیکی محفوظ نگه داشت. هر ذخیره کننده‌ی اطلاعات را یک «حامل» می‌نامم. مثلاً منشور کوروش یک حامل اطلاعات با طول عمر چند هزار سال، و ملکول‌های هوا وقتی صدای یک گوینده را به شنونده انتقال می‌دهند، یک حامل با طول عمر چند ثانیه هستند.

تعریف اول:
هر دستگاهی که بتواند اطلاعات را به مدت زمان مشخصی ذخیره کند، حامل نامیده می‌شود.

خصایای کلیدی هر حامل نوع ذخیره و دستیابی به اطلاعات و پتانسیل یا ظرفیت ذخیره اطلاعات هستند. مثلاً یک دی وی دی 4.7 گیگابایت اطلاعات را در خود جای می‌هد و اطلاعات با لیزر رویش حک می‌شوند، و یک وزنه‌ی 250 گرمی یک بسته‌ی اطلاعاتی حاوی عدد 250 را با خود حمل می‌کند.
می‌شود از نمونه‌ی وزنه به نتایج خوبی رسید، به یک پتانسیل بسیار بالا. فرض کنید یک وزنه‌ی یک کیلوگرمی در اختیار داشته باشیم؛ نسبت وزن وزنه‌ی یک کیلوگرمی به وزنه‌ی 250 گرمی عدد 4 را در اختیار ما می‌گذارد.
فرض کنید کنید دو ذره با قطر مشخص در اختیار داشته باشیم. این دو ذره با هم یک «حامل» هستند. می‌توانیم فاصله‌ی دو ذره را طوری تنظیم کنیم که نسبت این فاصله به قطر یکی از ذره ها به اندازه‌ی هر عدد اعشاری دلخواه باشد. این در واقع همان خاصیت اعداد است. مثلاً نمونه‌ی دلخواه زیر را در نظر بگیرید:


که در آن Mها شماره موبایلتان، B اطلاعات تاریخ تولد، S سایز کفشتان، A ترانه‌ی آلت نامجو، و F اطلاعات دیجیتال تمام مجموعه‌ی فرندز با کیفیت اچ‌دی باشد. 

اصل اول:
با فرض جهان یکپارچه؛ با دو نمونه‌ی مناسب از هر کمیت دلخواه، می‌توان هر مقدار دلخواه از اطلاعات را ذخیره کرد.

چه کسی می‌داند؟ شاید تمامی اسرار کائنات در امتداد رادیکال دو پنهان شده باشد.

من در آن دچار

پریودی وجود داره به نام «شکوفایی بعد از طوفان» که در حال حاضر ازش رنج می‌برم.

- چنار بیا بریم قدم بزنیم
+ بریم عزیزم
- چنار تو خیلی قشنگ قدم میزنی
+ هه هه مرسی تو هم خیلی خوبی، تازه آفتابم در اومده
- چنار بیا بریم اونجا بشینیم صبحانه بخوریم کنار دریاچه
+ باشه بریم عزیزم

- چنار من تو رو حتی از نون و پنیر و چایی شیرین هم بیشتر دوست دارم
+ من هم تو رو حتی از نون و پنیر و چایی شیرین هم بیشتر دوست دارم
- چنار اون ماهیه رو ببین چطور ملّق میزنه
+ آره عزیزم داره جفتشو میگاد
- چنار یاد بگیر، ببیـــــــــــــــــــــن، خیلی خوبه
+ باشه عزیزم حتماً
- چنار من خیلی خوردم جیش دارم
+ باشه عزیزم برو توالت اونجاس
...
خرچ خرچ خرچ (چنار نون تست شده می‌خورد)
...
تق، توق، تق توق (چنار با انگشت روی میز ضرب می‌گیرد)
...
ففففوووورررررررر ( چنار چایی فورت می‌کشد)
...
(چنار در یک نمای استثنایی به دوردست می نگرد)
+ یعنی کجا می‌تونه رفته باشه؟
...
تق تق تق ( چنار با نوک کفشش ادای منتظر بودن در می‌آورد)
...
+ شاید لاله راست میگه. شاید باید از اون ماهیا یاد بگیرم.
ففففوووووررر
...
(یک نمای سوپر کلوز آپ از چین‌های پیشونی چنار)
+ نکنه از دست من دلگیره و الان شلنگ دستشویی رو کرده تو گوشاش؟
فررررررررررررر
...
+ باید به پلیس زنگ بزنم؟
ففففووووووووورر
+ چرا هیچوقت به من نگفته بود که استایل ماهی دوست داره؟
ففففوررررر
+ اگه شلنگ دستشویی بهداشتی نباشه چی؟
فففوورررررررررر
(چنار گوشهاش رو با دو دستش میگیره و چشمهاش رو فشار میده)
+ نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــع
...
(دینگ دانگ، دیش دیش دیش   دینگ دانگ، دوپ دیش دیش دیش)
+ نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــع
(دوپ دیدی دیش   دیش دیش دیش    دوپ دیدی دیش   دیدیش دیش دیش)
فوووورررررررررت!!
...
+ عزیزم... تو برگشتی... من فکر کردم که... فکر کردم که...
- نه چنار
+ یعنی؟
- نه بابا
+ یعنی تو...؟
- چنار من فقط رفته بودم توالت
+ هوفــــــــــــــــــ... نگرانت شدم... حالا چطور بود؟
- عالی بود چنار، عــــــــــالی. سه برابر هیکلت ریدم.
+ چقد خوب. هی هی هی. پس بشین منم برم.

قسمت دویست و نود و هشت سریال چنار خرگوز نعره در گلابدره – جم تی وی