بنابر اصل یک، در هر
جهان یکپارچه، وجود دو ذره برای ذخیرهی هر مقدار اطلاعات کافیست.
در جهان ما چنین جفت ذرهای موجود نیست؛ از آنجا که جهان ما یک جهان یکپارچه نیست.
بر اساس یافتههای قرن گذشته، در این جهان تا جای خاصی می توان کوچک شد و کوچکتر
بودن از آن مقدار مشخص معنی ندارد. بنابر نظریهی کوانتوم، هر کمیت دارای یک مقدار
پایه یا «کوانتوم» است که هیچ مقدار کوچکتر از آن وجود ندارد. کوانتوم میگوید که
فاصلهی هر دو نقطه ضریبی از کوانتوم طول است. به این ترتیب امکان قرار دادن دو
ذره در هر فاصلهی دلخواه، مثلا کسری از کوانتوم وجود ندارد. این واقعیت شگفتانگیزی
در مورد دنیای ماست؛ تصور کنید وقتی که راه میروید، تمام اجزای وجودتان بین پلههایی
میجهند.
به هر صورت حامل دو ذرهای
ما آنطور که انتظار میرفت در این جهان کار نمیکند. کاری که از دستمان بر میآید
استفاده از پتانسیل انتهای بزرگتر دنیاست. باید فاصلهی دو ذره را افزایش بدهیم و
پشت خط ممیز پیشروی کنیم.
دو ملکول باکیبال را در نظر بگیرید. فاصلهی هر جفت اتم کربن از 60 اتم کربن
موجود در هر باکیبال 0.71 نانومتر است. فکر کنید دو تا از این توپها را در دو
سمت دنیا بکاریم. چیزی حدود 90 میلیارد سال نوری یا هشت در ده به توان 26 متر.
دستگاه ما به این شکل و با لحاظ اندازهی باکیبال میتواند یک عدد 36 رقمی را با
خود حمل کند که معادل هشت بایت اطلاعات دیجیتال است.
خطای اندازهگیری هر کمیتی در ابعاد بسیار کوچک یا بزرگ، استخراج
اطلاعات را از حامل مقایسهای دو ذرهای عملاً غیر ممکن میکند و کاربردش را در
حیطهی نظری باقی میگذارد.
عملیتر کردن حاملها با
یافتن روشی ساده و مطمئن برای استخراج اطلاعات میسر میشود. هر جزء اطلاعات باید
به راحتی و مستقل از اجزای دیگر خوانده شود. با نگاهی هوشمندانه به دنیای پیرامون
میتوان کوچکترین و قابل اعتمادترین جزء اطلاعات قابل دسترس را یافت؛ «وجود». در
دنیای هم مقیاس ما هر جسم، هر ذره و پیکر، یا وجود دارد یا ندارد، و استخراج این
جزء اطلاعاتی –یعنی اطلاع از وجود- سادهترین نوع اندازهگیریست. اطلاعات از نوع
«موجودیت» بسیار قابل اعتمادند و از اینرو با روندی رو به رشد به کار گرفته شدهاند؛
در ساختمان اطلاعات دیجیتال. این اجزاء که بیت میتوان نامیدشان را در حفرههای
کاغذ تا پیوندهای نیمهرسانا میتوان ذخیره کرد.
اطلاعات دیجیتال معمولاً
دنبالههای صفر و یک که در خطوط ممتد مرتب شدهاند را به یاد میآورد. این دنبالههای
خطی را میتوان به چند بعد بسط داد. بعد اول مانند دنبالههای مورس است. بعد دوم
صفحههایی مثل صفحهی شطرنج، یا دیسکهای لیزری، و بعد سوم مثل شبکههای کریستالی
یا ستونهای آجری. مدل سهبعدی بهزودی دید خوبی برایمان فراهم خواهد کرد.
قسمت اول