مکاشفه در مفهوم اطلاعات- قسمت چهارم- حیات

حامل‌های دیجیتال قسمت دوم را به یاد بیاورید؛ حاملی در دو بعد با دو حالت برای هر بیت در نظر بگیرید. چیزی مثل صفحه‌ی شطرنج. ظرفیت این حامل بر حسب بیت از ضرب طول و عرضش به دست می‌آید، و بزرگترین عددی که در آن می‌گنجد دو به توان تعداد این بیت‌هاست.
برای ادامه ابتدا با برنامه‌ای که مرتبط با همین موضوع نوشته‌ام آشنا شوید؛

توضیح زیادی لازم نیست؛ این برنامه یک آرایه‌ی 512*512 بیتی تولید می‌کند. به هر بیت به صورت تصادفی مقدار صفر یا یک اختصاص داده شده و نهایتاً تصویری از همین آرایه با پیکسل‌های سفید متناظر با بیت‌های صفر، و سیاه با ازای بیت‌های یک ترسیم می‌شود. تصویر حاصل معمولاً بافتی مثل دانه‌های شن خواهد داشت.
تابع رندوم استفاده شده در این برنامه، با دقت بالایی تصادفی عمل می‌کند. مثلاً در انتخاب بین صفر و یک -مشابه پرتاب یک سکه‌ی دورو- احتمال هر خروجی یک دوم است. بنابر قانون احتمالات، احتمال هر رخداد برابر است با تعداد مشاهده‌ی آن رخداد تقسیم بر دفعات تکرار آزمایش وقتی که دفعات تکرار به بی‌نهایت میل می‌کند. هر تصویر با 262144 بار فراخوانی تابع رندوم -برای ایجاد همین تعداد پیکسل- ترسیم می‌شود. این عدد به عنوان دفعات تکرار آزمایش البته فاصله‌ی زیادی با بینهایت دارد، ولی با تقریب خوبی رفتار عادلانه‌ی تابع رندوم استفاده شده را به ما نشان خواهد داد. کافیست پس از تشکیل هر تصویر نسبت تعداد سیاه‌ها به سفید‌ها محاسبه شود. این نسبت با نام W/B ratio مشخص شده است.

دوباره به تصویر دانه شنی بر می‌گردیم، مجموعه‌ی بیش از دویست هزار پیکسل در کنار هم. فکر کنید یک علامت به علاوه داریم که در یک جدول سه در سه با رنگ سیاه و زمینه‌ی سفید ترسیم شده. آیا ممکن است در این آرایه‌ی خروجی این برنامه، به طور اتفاقی چند پیکسل طوری در کنار هم قرار بگیرند که چنین علامتی تشکیل دهند؟ محاسبه می‌کنیم:
به عنوان مثال در یک جدول ده در ده 64 مربع سه در سه وجود دارد، هشت ستون و هشت ردیف. به همین ترتیب در یک جدول 512*512 می‌شود 510*510 یعنی دویست و شصت هزار مربع سه در سه (یا دقیقتر 260100 مربع) مجزا کرد.
در جدول کوچک‌تر یعنی مربع سه در سه، هر بیت با احتمال یک دوم می‌تواند سفید یا سیاه باشد. احتمال اینکه یک پیکسل سفید و پیکسل مجاور آن فقط سیاه باشد یک چهارم است، و احتمال اینکه 9 پیکسل فقط به رنگ مورد نظر ما باشند یک بر روی دو به توان 9 است، یعنی یک بر روی 512. دویست و شصت هزار جدول سه در سه داریم با آرایش‌های تصادفی ، که هر کدام به احتمال یک بر روی دو به توان 9 می‌تواند یک علامت به‌علاوه بسازد، پس انتظار می‌رود که بشود حدود 508 بعلاوه در تصویر تشخیص داد. (حاصل تقسیم 260100 به 512)  برنامه کار را ساده کرده و تمام طرح‌های بعلاوه‌ی موجود را می‌شمارد. مثلاً در تصویر زیر دقیقاً 510 ناحیه با چنین آرایشی موجود است. هر آرایش دیگری را هم می‌توان در جدول سه در سه ایجاد کرد و در تصویر جست؛ یک ضربدر یا یک نقطه و ...

اگر جدول 9 پیکسلی را یک واحد در طول و عرض بزگ‌تر کنیم، اعداد بالا به این ترتیب تغییر خواهند کرد: یک بر روی دو به توان شانزده، احتمال تشکیل هر طرح خاص در جدول چهار در چهار؛ 259081 جدول چهار در چهار متمایز؛ و انتظار تشخیص چهار ناحیه با طرح مورد نظر. صورتک پرشیطنت تصویر 2 را ببینید، از این‌ها 4 نمونه در این تصویر وجود دارد.


بگذارید آرایه‌ را بزرگتر کنیم تا تصویر کش بیاید. بزرگتر از این نمونه‌ی 512*512، خیلی خیلی بزرگتر، از این سر تا آن سر دنیا. تخمین می‌زنند که این فاصله نود و سه میلیارد سال نوری باشد.

اگر دنیا کره‌ای با این قطر باشد، حجمش می‌شود 3.5 در ده به توان هشتاد متر مکعب. اگر تمام این حجم را با هوا پر کنیم که فشارش 1 اتمسفر است و فاصله‌ی متوسط ملکولهایش 3.3 نانومتر، با این حساب حدود 10 به توان 110 ملکول خواهیم داشت.
0.012 میکرومتر مکعب را در نظر بگیرید، در این فضا 336 ملکول هوا جا می‌شود. این یک حامل دیجیتال کوچک است که می‌تواند 336 بیت –معادل 42 بایت هشت بیتی- را در خودش ذخیره کند. اگر هر ضربه‌ی پیانو را با دو بایت یا شانزده بیت کد کرده باشیم، می‌توانیم 21 ضربه‌ی اول
Mondschein بتهوون را در همین فضا ذخیره کنیم. در دنیا تقریباً دو به توان 336 تا از این فضاهای چند هزارم میکرومتری می‌شود پیدا کرد (که هر کدام 336 بیت ظرفیت دارند)، پس باید انتظار داشته باشیم که در هر لحظه، حداقل در یک نقطه‌‌ی دنیا، ذره‌ها برایمان Mondschein بنوازند. شاید در سحابی جبار، در بازدم شما، یا در MACS0647-JD. گوش کنید...

و اما ما، مورچه‌ها، کلاغ‌ها، دایناسورها، ماهی‌های ساردین، سنجاقک‌ها، باکتری‌ها، بقیه‌ی حیات، و فصل مشترکمان؛ ملکول‌های هم‌ساختار با بلوک‌های یکسان به نام دی‌ان‌ای. برآورد می‌شود اطلاعات ژنوم یک انسان، یعنی تمام توالی دی‌ان‌ای که در کروموزوم‌هایش پیچیده شده بیش از 1.5 گیگابایت باشد، یعنی بشود روی دو سی‌دی جایش داد. و اگر بخواهیم این 1.5 گیگا بایت که 12 میلیارد بیت است را روی حامل دیجیتال گازی شکلمان سوارش کنیم 12 میلیارد واحد فضای 37 نانومتر مکعبی نیاز دارد که سرجمع می‌شود 444 میکرومتر مربع. به این ترتیب اطلاعات ژنوم جمعیت زنده‌ی کره‌ی زمین در 3 سی‌سی جا می‌شود. بگذریم و به فصل مشترک برگردیم؛ در جهانی که هر لحظه‌اش 21 ضربه‌ی اول قطعه‌ی 14 اپرای 27 بتهوون را برایمان می‌نوازد، چند ناحیه می‌شود پیدا کرد که اطلاعات ژنوم یک انسان را ذخیره کرده باشد؟
یک و نیم میلیارد بایت 12 میلیارد بیت نیاز دارد که هر کدام می‌توانند صفر یا یک باشند. احتمال رخداد یک چیدمان خاص از این 12 میلیارد بیت می‌شود دو به توان 12 میلیارد. اندازه‌اش محسوس نیست؟.. ساده‌ترش می‌کنم، می‌شود ده به توان سه میلیارد و ششصد میلیون. می‌توانید تصورش کنید؟ یک عدد یک بکارید روی زمین، و سه میلیارد و ششصد میلیون صفر بگذارید جلویش!
در نتیجه اگر ده به توان سه میلیارد و ششصد میلیون جهان که مثل مال خودمان 93 میلیارد سال نوری قطر داشته باشند پیدا کنیم، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که در هر لحظه در یکیشان بشود 444 میکرومتر مربع پیدا کرد که حاوی اطلاعات ژنوم من باشد. و واقعیت حیرت انگیز دقیقاً اینجاست که خود من به تنهایی، یک نسخه از این اطلاعات را در هر سلول بدنم حمل می‌کنم. یعنی 50 تریلیون نسخه. 50 تریلیون برابر تمام آن جهان‌ها در کنار هم.

اصل سوم: حیات بسته‌های مشخصی از اطلاعات را گزیده و تکثیر می‌کند. 

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم

مکاشفه در مفهوم اطلاعات- قسمت سوم- آیا جهان اطلاعات می‌زاید؟

اگر در حال خواندن این متن هستید، گوگل باید چند کلیک با شما فاصله داشته باشد. کلمه‌ی «Brain» را جستجو کنید و تصاویرش را ببینید. این کلاف از خطوط پیچیده نامش مغز است. همه‌ی ما یکی از آن را در سرهایمان داریم؛ پیچیده‌ترین ماشینی که میشناسیم، خالق «خود». حالا به اینترنت فکر کنید، این شاهراه بزرگ و در حال رشد اطلاعات که در تمام زمین قابل دسترس است و هر ثانیه معادل خروارها خروار کتاب، اطلاعات تولید می‌کند. این شبکه‌ی عظیم سن کمی دارد و بیش از نیم قرن از تولدش نمی‌گذرد. نمونه‌های مغز شما هم عمر کمی دارند و تنها در دویست هزار سال اخیر برای اولین بار رشد و شروع به کار کرده‌اند. این‌ها به چه معناست؟ آیا زمین مغز شما را ساخته و اینترنت را خلق کرده؟ آیا زمان اطلاعات را روی زمین پخش کرده و به پیچیدگی آن افزوده؟ آیا جهان در حال زایش اطلاعات است؟

می‌خواهیم بدانیم چه به سر اطلاعات موجود بر روی زمین آمده. آیا چیزی به آن اضافه شده یا مقداری از آن از بین رفته؟ پس باید اول اعضای این اطلاعات را بشناسیم یا بتوانیم معیاری برای اشاره به جزء اطلاعات پیدا کنیم. تحلیل را با یک مثال شروع می‌کنیم. یک شیشه ماسه را در نظر بگیرید با ماسه هایی که به دو رنگ سرخ یا خاکستری هستند. این شیشه یک نمونه از حامل‌های دیجیتال سه بعدی است. می‌شود با هر چیدمان دلخواه مقدار محدودی از اطلاعات را در آن ذخیره کرد. ولی آیا نهایت ظرفیت این شیشه همین است و شن‌ها کوچکترین جزء اطلاعاتند؟ اگر دو دانه‌ی شن را از نمای بزرگتر ببینیم تفاوت‌هایی در شکل ظاهری آنها پیدا خواهیم کرد، پس هر دانه‌ی شن اطلاعات اضافی‌ای با خود حمل می‌کند که بی‌مصرف مانده ‌است. با بزرگتر کردن دانه‌ی شن سریعاً به مرز بیت‌ها خواهیم رسید. بیت‌های ما اینجا باید ملکول‌ها باشند؛ ذراتی که غیرقابل تمایزند. هیچ راه عملی‌ای برای مجزا کردن دو ملکول یکسان وجود ندارد، مثلاً نمی‌شود ملکول‌ها را کدگذاری کرد و به هر کدام شماره‌ی مجزایی داد. پس سر ملکول‌ها به عنوان کوچکترین جزء اطلاعات به توافق می‌رسیم، و به این ترتیب راهی برای محاسبه‌ی ماکسیمم ظرفیت دیجیتال شیشه خواهیم داشت. بگذارید اول ببینیم چه بر سر ظرفیت دیجیتال دنیا آمده…

دنیا را در آغاز تولد در نظر بگیرید، وقتی پر بود از توده‌های سرد هیدروژن. یک ظرف یک لیتری مفروض از این گاز را بخشبندی کنید طوری که طول اضلاع هر سلول به اندازه‌ی فاصله‌ی متوسط میان اتم‌ها باشد. با این ساختار هر سلول یا خالی است، یا حداقل حاوی یک اتم. حالا فرض کنید که تعدادی از اتم‌های هیدروژن به هم پیوند بخورند و اتم‌های هلیم بسازند و ظرف ما محلولی از هیدروژن و هلیم باشد. سه حالت برای هر سلول خواهیم داشت؛ خالی، حاوی هیدروژن، یا حاوی هلیم. در نگاه اول به نظر می‌رسد که پیچیدگی محتوای ظرف بالا رفته و ظرفیت اطلاعاتی‌اش زیاد شده. پس دقیقتر بررسی می‌کنیم.
3*n اتم هیدروژن را در نظر داشته باشید؛ 2*n اتم به هم جوش می‌خورند و 1*n هلیم می‌سازند. در این ساختار 1*n بیت داریم که هر کدام سه حالت می‌توانند داشته باشند: هیدروژن، هلیم، و هیچکدام یا صفر. حامل ما در حالت تک اتمی، 2 به توان 3*n داشت. در حالی که با همان مقدار ماده، در صورت ترکیب ذرات و متنوع‌تر شدنشان، ظرفیت حامل به 3 به توان n می‌رسد که از حالت اول کمتر است.

پس ترکیب اتم‌ها باعث کاهش ظرفیت دیجیتال جهان ما می‌شود.

ولی این تنها نتیجه‌ای مختص ظرفیت اطلاعاتی دنیا بود در مدل حامل دیجیتال. اطلاعات ممکن است به نوع دیگری در جهان ذخیره و در حال تبادل باشند؛ مساله را دوباره مدل می‌کنیم.
دنیای ما از ذرات تشکیل شده، و هر ذره دارای اطلاعات «مکان» و «سرعت» است. با اطلاع داشتن از این دو کمیت می‌توان هر سیستمی را شبیه‌سازی کرد و از حالات بعدی مطلع شد. مکان و سرعت هیچ ذره‌ای به خودی خود تغییر نمی‌کند. تغییر این دو کمیت بدون اطلاع ذرات دیگر، ناقض علیت و قانون بقای ماده و انرژیست. بنابراین؛

اصل دوم: بنابه قانون علیت و قانون بقای ماده و انرژی، مقدار کل اطلاعات در جهان ثابت است.

اصل دوم می‌گوید که ذرات کوچکترین حامل‌های اطلاعاتند. اطلاعات هیچ ذره‌ای تغییر نمی‌کند مگر اینکه به ذرات دیگر خبر داده شده، و در واقع اطلاعات به سایر حامل‌ها منتقل شوند.

قسمت اول
قسمت دوم

شبه.
این صدای فردی مرکوریه که ‌می‌خونه.
با اینکه سالهاست مرده.