
کلاس نیم ساعت اضافه بر وقت قانونی همچنان ادامه داشت. استاد عین فرفره پیش میرفت، ما هم ساکت جزوه بر میداشتیم مثل خر ِ خسته و فقط گچ رو تخته عر میزد.
ناگهان دانیال با یک «پ»ی مضموم سکوت رو شکست: پاره شدیم استاد، بسه.
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ساعت 4:2 AM توسط نیما
|