گاهی این سوال ِ " چرا باید زیست؟ " آنقدر توی سر آدم منبسط می شود که مغزش از سوراخ گوشهایش می زند بیرون ، یا خود آدم را از لبهء  زندگی می اندازد پایین ...

 

ولی هر کسی یک جوابی برای این سوال پیدا می کند ؛
مثل
will smith  در فیلم independence day که همیشه یک سیگار برگ می گذارد توی جیب کاپشن خلبانی اش و با تصور لحظه ای که پیروز مندانه روشنش کند و یک پک عمیق بزند، ماموریت هایش را انجام می دهد.

 

یا جوابی که tom hanks برای سوالش پیدا می کند در فیلم cast away . ادامهء زندگی به امید رساندن یک بستهء پستی به مقصدش.

 

یا چرا راه دور برویم ... مثل جوابی که یک وبلاگ نویس برای خودش پیدا می کند ؛ نوشتن پست بعدی ..