ساعت 4 صبح است .
چرخه ی زندگی خوابیده. خوابیده که نفس تازه کند. که جان بگیرد.
که دوباره بچرخد ؛ بچرخد هرز.
خوابیده. خوابِ خواب است. حواسش نیست .
زمانیست برای دوری از هیاهوی زندگی، بیرون پریدن از چرخه ؛
دوری از کار، از درس، از پول، از فکر، از ناهار، شام، سوسک، ژل مو، بستنی شاهتوت، کرایه تاکسی، مانتوی کوتاه، عرق گیر پرو اکتیو
nivea، آدامس، طاق توالت، باد معده، کتاب، جزوه، سیاست خارجه، موی سیخ سیخ، قبض تلفن، ماست 1.5% چربی، جوراب سفید، زیر پوش تمیز، رینگ اسپرت، sms، دماغ سر بالا، کمر باریک، سیگار کاپتان بلک، VH1، ساسان کمالی، هات داگ با پنیر، بنزین، کارت اینترنت ...
دوری از من، از تو، از شما، از عشق!

زمانی برای رستگاری