ساقی
نیک بوستروم از اون
کامپیوتر ساینتیستهای خفن بود. از اونایی که بعد از فلسفیدن محض به حسابگری و
چاره اندیشی روی آوردن. افکار جاهطلبانه دارن. یه نیمکرهی مغزشون غوطهور در ایدههای
انقلابیه و نیمکرهی دیگه درگیر پیدا کردن راه و راهکار و شیوهی اجرا. به خاطر
غرق بودن در رویاهاشون، بی تمرکز و بی حواسن. با هر جرقهای در ذهن، مو به تنشون
سیخ میشه، کف دستاشون عرق میکنه و میافتن به جون کامپیوتر و کدها و الگوریتمها. استرس پنهانی همیشه زیر
پوستشونه، موقع دیباگینگ عصبیان، مرتب با چیزی ور میرن، پشت کمرشون خیسه و پوست
سرشون همیشه چرب. موهاشون مرتب میریزه، لاغرن و چیزی به نام سیکل خواب براشون
تعریف نشده ست.
آقای بوستروم، الان هم باید همچنان همون آدم سابق باشه. با تغییرات جزئی. چیزی که
تغییر کرده برداشتهای منه. تفسیراتی که از گفته هاش داشتم.
خلاصهی صحبتاش ته یکی از کنفرانسهاست. دقیقاً وقتی که به نمودار روی پرده اشاره
میکنه؛ به نواحی H+ و H++ ...
نیک به سادگی داره میگه: بیشتر زندگی کنید؛ قراره جنس بهتری جور کنیم.
