Good Life smells like strawberry
پسره بوم، تر زد وسط تاریکی چرخ دوچرخهشو کوبید به لبه مثلثی جلو خونه؛ روش هنوزم زیاد بود به دوچرخه جلویی می گفت خودم پریدم از روش
آسمون آفتابی، خیابونا خیس، هوا پر از پشم حلاجی شدهی درختای ناشناس
موز کیلو چار و پونصده
این ضدعرقای صابونی اورانیوم داره و نتیجتاً تحریم شده
یه بچه پوشکی دیدم و یه اسکیتبردسوار
یه دختری هم لب جدول نشسته بود سیگار میکشید
اگه آقای کفشفروش گفت کفشی که برداشتین تنگ نیست و جا باز میکنه حرفشو باید گوش داد
آقای پیرایشگر موقع رفتن یه جفت کاندوم بهم عیدی داد