
این کهlamb chop prize یعنی چی؟... همینو پوشیده بودم که وسط گل کوچیک خواهرم صدام کرد. برگشتم به دروازه بانمون گفتم آزاد قبول شدم، گفت باید خرما بدی... دمت گرم. کجایی که دهنتو طلا بگیرم.
یا یه سوسک تو صفحهء ۳۱۵ سیلورمن چیکار داشته؟ چر وقتی سه تا علامت انتگرال گذاشتم پشتش هنوز بعد شیش سال هیچ کدوم از نوه هاش تخم نکردن حلش کنن؟ لااقل بفهمن که شیش سال کافیه که این انتگرال به صفر میل کنه. میتونن روی انتگرال دوگانه ش کار کنن.
و امثالهم مختصر کششی ایجاد میکنه که کپه های جاساز شده تو کمد و زیر تخت رو بکشم بیرون و آنزیپ کنم و با ما یحتوی اتاق بیامیزم و اضافات رو با الگریتم فشره سازی بهتری به مبداء برگردونم.
و الا این اتاق مادر زاد تکونده س. خدا رهنش کرده واسه جغجغهء بچه ش. و هیچ تکون اضافه ای رو بر نمی تابد.
یا در باب نظرتون چیه و وقتش بیشتر بشه یا نه... این عید که میذارن جلوت، که بچشیش... قضیه این نیست که اشتها نداری، یا چرا قبلی رو برداشتن بردن اینو اوردن. قضیه اینه که وقتی جدیده رو میارن میپرسن قبلی چطور بود؟ اعدام با سوپ اردک. آقای گارسن؛ نکن!... چندان هم بغرنج نیست. میشه گفت "مثل قبلی بود". یا با یک بسط، "مثل بعدی بود".
خلاصه اینا رو اینجا می نویسیم که گذر از یک مقطعی رو به خودمون حالی کنیم و یه چوبخطی زده باشیم.
ولی هنوز یه قسمت ماجرا باقیست. تعدادی اس ام اس داریم، خونده یا نخونده مهم نیست، عزیزان رو به راست شیفت میدیم، اس ام اس یک به عزیز شماره دو، اس ام اس دو به عزیز شماره سه، ... و اس ام اس آخری به عزیز شماره یک علی رغم تمام جفتکهایی که برای تحریم سپاه انداختیم فوروارد میشه. وگرنه همشون قهر میکنن. رسالتمون تموم شد. حتی اگه تمام اس ام اس ها مثل هم بوده باشه. می تونید به عزیزترین کستون سال جدید رو از سیصد و پنجاه و پنج روز قبل تبریک بگین با یک اسمایلی نیشخند جر خورده و بعدش بچسبین به زندگیتون.
راستی اون سالی که سر سال تحویل عیدی گرفتیم، بعد پنجره رو باز کردیم ترقه انداختیم بیرون، سر سفره ماهی قرمز و سبزه گذاشتیم، سیزدهش هم مزخرف بود پارسال بود؟، پیار سال، یا قبلترش؟، شیش سال قبل نبود که ماهی قرمز گذاشتیم سر سفره؟ یا سال قبل از دانشگاه که ماهی قرمز گذاشتیم سر سفره؟ اون سالی نبود که تازه رفته بودم کلاس پنجم و ماهی قرمز گذاشتیم سر سفره؟ آها...، همون سالی نبود که ماهی قرمز گذاشتیم سر سفره؟
--- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- ---
* یعنی امشب خونه بمونم؟ میمیرم خب!
** مفید
×
1- این دوست قدیمی بعد از حدود دو سال وبلاگش رو بازیابی کرده. عرض تبریکات و خوش آمدگویی.
پیشنهاد می کنم با مرورگر اینترنت اکسپلورر برین تو وبلاگ و مطالب اردیبهشت 86 رو از آرشیو بخونین. عمراً!
2- قهرمان یعنی این!
3- هواکش چیز خوبیه، به شرطی که جلوش باشین.
--- --- --- --- --- --- --- ---
* رو به زوال. بخش دوم
یک دنیا نقطهء عطف - نمی گویم تا باشم
1- برخلاف دسته دوم که به فکر فرو خواهند رفت، دسته ای از شما از شدت خنده خواهند مرد بعد از شنیدن بزرگترین آرزوی مقطع زمانی حال حاضر من.
برای تداوم بقای حیات دستهء اول از شرح آرزویم امتناع می ورزم.
2- لونا شاد حق بهنام بود. با شمام آقای کیوسک!
--- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- ---
* یکی از نقاط بحرانی در خط سیر یک بلاگ جاییست که نویسنده از فرط نابسامانی ذهن- ناگزیر برای تداوم بقای حیات بلاگ- افکار و درونیات نامرتبط و غالباً بی ارزشش را شماره بندی شده در نوشته هایش مرتب می کند و ما باقی را در پانوشت ها نظم می دهد.
** نقطه بحرانی در بهترین حالت می تواند میینیمم، در بدترین حالت ماکسیمم، و یا -در حالتی نامعلوم- یک نقطه عطف باشد.
*** تداوم بقای حیات بلاگی اینچنین در مقاطع زمانی اینچنین در گرو تداوم بقای حیات دستهء اول، و تداوم بقای حیات دستهء اول در گرو ناگفته ماندن آرزوی من است.
بارون، سنگفرش پیاده رو، فاز تخمی

من: میون کلامت¹... اینا² چقد خوشحالن؛ جلسه گذاشتن.
رضا: می خوان "دسته جمعی" بمیرن.
--- --- --- --- --- --- --- --- --- ---
* 1- "آلت میون کلامت" هم گفته می شود.
2- لیسه (راب بی صدف!): نوعی حلزون بی صدف که بی صدا می میرد.
پیش نیاز
یا مقلب القلوب و الابصار سلام. امسال هیچی ازت نمی خوام؛ فقط خواهشاً ما رو .. گیر نیار!
همین یه امروز، مجزا و منفرد، هوا هوای لواط نبود؛ هوای عاشق شدن بود.
--- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- --- ---
* برنامه نویس میکرو تورنت قطعاً باید آدم طنزی باشه. زمان باقیمانده تخمین زده شده برای دانلودا، از چند ثانیه شروع میشه تا دقیقه، ساعت، روز، ماه و خودم به شخصه تا دو سالش رو دیدم. لابد واسه تورنت بازی ایوب هم جا گذاشته.
** دو ساعت بعد نوشت:
باد می وزه... نه گرمه و نه سرد... بوی غربت میاره
*** چند دقیقه بعد تر:
اگه امروز رو طاقت بیارم، بقیه عمرم رو هم باید بتونم.
