Kind coinZ

وقتی پتو رو از روش کشیدن، یه صورت سفید دیدن که یه لبخند کمرنگ روش یخ زده بود.
همیشه با اسکناس خوشحالتر می شد. ولی اون شب، صدای سکه ها تو کاسه مسی باعث شده بود که چند ساعتی دیرتر به خواب بره.

Ordinary

پیرمردی رد می شود ... بی توجه به همه، خلط پر سر و صدایی می کشد و تف می کند روی زمین.
نه برای خوشمزگی، نه از روی عصبانیت، و نه از بیهودگی ؛
فقط تف می کند.
بدم نمی آید این روزها جای او باشم.

third D

وقتی من فقط یه وبلاگ دارم ، مجبورم گهگاهی ریتمش رو به هم بزنم، تا بتونم یه چیزای بی ربطی توش بنویسم …
ادامه نوشته